سیستم اموزشی

اما از اینجا باید شروع کرد که وقتی می خواهیم سیستمی را مورد بررسی قرار دهیم باید به همه عناصر و مولفه های ان توجه کرد

مولفه های یک سیستم اموزشی هم مربی،متربی،علم و موضوع درسی و محیط اموزش هستند.

در پست مد نظر ابتدا خود را جای دانش اموزی که قرار است وارد این سیستم شود گذاشته اند و گفته اند این فرد در ابتدا پاک و ساده است و سپس با رشد جسمی و عقلی در سیستم اموزشی به جای تربیت یافتن دچار بی تربیتی می گردد و یا اگر انسان با تربیتی باشد در اخر متوجه می گردد راهی که امده راه مد نظر نبوده است و اینجا علمی که در سیستم اموزش داده شده مقصر است.

این نوع نگرش به نظرم کمی جفا به سیستم اموزشی کشور است،هرچند که من ان را دچار نقص و ضعف می دانم اما نه انقدر که با تربیت تحویل بگیرد و بی تربیت و بی دین و یا سرگشته تحویل دهد و دست اخر با کسانی روبرو شویم که یا از بی اخلاقی سقوط کرده اند و یا کسانی که از حیث علمی ارضا نشده اند و در به در دنبال فضایی هستند که علم مد نظر خود را کشف کنند.

در واقع این نوع نگرش خطاست،من خود به شخصه بار ها و بارها دوستانی را دیده ام که هم از حیث اخلاقی و اسلامی و فکری در درجه ای از رشد هستند و هم از حیث علمی و انچه که از علم یافته اند را مفید می بینند و مفید می دانند و بیشتر به دنبال ان می روند.

(در همین چند روزی که بخاطر استراحت به خانه رفته بودم با دوستانم ملاقاتی داشتم انسان هایی که سال ها پیش از کودکی ان ها را می شناسم کسانی که به نظر من هم از حیث دینی و هم از حیث علمی جز سر امد ها هستند یکی از انها از حیث علمی انقدر قوی هست که رتبه 3 ارشد در رشته برق را داراست و از یکی از بهترین دانشگاه های جهان دعوتنامه تحصیلی دارد و از حیث معرفتی و دینی اینقدر بالاست که منی که طلبه هستم خود را در نزد وی حقیر می بینم و حس می کنم نتوانسته ام ان گونه باید حق مطلب را ادا کنم و یا یکی دیگر از دوستانم که معلم ریاضی است و با شاگردانش در دبیرستان اگر وقت زیاد بیاورد مسئله های دینی و شبهه های دینی را مطرح می کند و جواب می دهد فارق از این که این ها وظیفه وی نیست اما انچه که می خواسته از علم و معرفت دینی را بدست اورده و سعی در انتقال ان دارد. وحتی جلسه ای هم از من دعوت کرد که در کلاسش حضور داشته باشم و برایم چقدر زیبا بود که خیلی ارتباط خوب و صمیمی با شاگردانش دارد.و یا دوست دیگری که همین الان عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های معتبر ایران است و همزمان دو لیسانس گرفته و همینطور مدرک دکترایش را از یکی از بهترین دانشگاه های کانادا گرفته ،یاد هست که در یکی از دیدار هایم با او که در اتاقم در حوزه برگزار شد در مورد علم نافع و ذکر و عرفان صحبت کردیم و چقدر در او تواضع و خشوع و دینداری واضح بود.

این دوستان و خیلی های دیگر هم در همین فضا و سیستم درس خوانده اند اما مصداقی از انچه که دوست نویسنده وبلاگ مطرح کردند نبود.)

پس اینکه سیستمی را این گونه مورد نقد قرار دهیم شاید کمی نقد غیر منصفانه باشد بلکه باید با اما و مستند بحث کنیم یعنی بگوییم از هر X فردی که وارد محیط اموزشی می شود n نفر اخلاق و ادب را کنار گذاشته و یا m نفر سر گشته می گردند و خروجی سیستم اموزشی بخاطر این نتایج فاقد کارایی لازم است.

باید اماری در دست باشد تا بتوانیم سیستمی را محکوم کنیم،اما در نوشته های این دوست محترم متاسفانه هیچ اماری وجود ندارد و فقط صرف شناخت برخی معضلات است که من این معضلات را رد نمی کنم و سیستم اموزش و فرهنگی را یکی از مقصرین ان می دانم اما اینکه کل سیستم را رد کنم و یا اینکه این معضلات را زیاد بدانم خیر،تا اماری در دست نباشد نمی توان چنین قضاوتی را صورت داد.

اما انچه که به فلسفه علم مربوط می شود یعنی صحبت هایی که از ایت الله جوادی املی مد نظر است ایشان اولا صحبت شان این است که اصلا چیزی به نام علم دینی و غیر دینی وجود ندارد یعنی هر علمی که باشد (علم و نه وهم)چون محصول طبیعت و فکر انسان است و این دو نیز مخلوق الهی هستند از دایره اسلام و اله بیرون نیستند،و در واقع علوم اسلامی و غیر اسلامی را رد می کنند،(مخصوصا علوم پایه و طبیعی).

و سپس در مرحله بعد می فرمایند این علمی که در دانشگاه ها و کلا جهان در حال اموزش و فراگیری است علمی است که صدر و ذیل ان بریده شده است،یعنی همانطور که از خلق خداوند نشئت گرفته است باید در اموزش ان به توحید و وحدانیت الهی و سپس معاد رسید یعنی علم ایینه ای باشد برای اثبات توحید و معاد،و اگر صدر و ذیل علم را گرفیتم فقط پوسته ای می ماند که روشنگر حقیقت نیست.

در واقع این نظر ایشان در مقابل کسانی است که علوم را به دو دسته دینی و غیر دینی تقسیم می کنند و علمی که در دانشگاه ها وجود دارد را محصول بی دینی و لائیکیست و امانیستی می دانند و صرفا علوم حوزوی را علوم دینی می دانند.

و اینکه نظر حضرت ایت الله جوادی املی به عنوان نظری که هنوز به صورت کامل تبیین نشده باید تلقی کرد زیرا راه ایجاد درست صدر و زیل در علوم مختلف است و این راه هنوز از طرف ایشان به صورت کامل بیان نشده است.

اما در خاتمه کلام می توان این را گفت که سیستم اموزشی کشور دارای نقص هایی است هم در محتوای علمی و هم بحث تربیتی ولی اینها را نمی توان چماقی قرار داد برای کوبش این سیستم اموزشی بلکه باید به انقلاب زمان داد تا کم کم در بحث فرهنگ و علم ورود پیدا کند همانطور که جرقه های انقلاب اسلامی تقریبا در زمان مشروطه زده شد،باید به فضای علمی و تربیتی و فرهنگی کشور هم زمان داد تا انقلاب مدنظر را در خود ایجاد کند،شاید دو برابر انچه تا کنون از انقلاب گذشته است زمان نیاز دارد تا به ابتدای انچه اندیشیده می شود برسد و از ان پس رشد خود را اغاز کند پس انتظار ارمانی داشتن در حال حاضر توقع بالایی است.

و در اخر اینکه یک فرد با خصوصیات رفتاری بیشتر از ان که شاگرد و دانش اموخته دبیرستان و دانشگاه و حوزه باشد دانش اموخته فضای بزرگ تری به نام جامعه است و باید خیلی از کنش ها و رفتار های فرد را مربوط به جامعه به معنای واقعی ان دانست.

/ 0 نظر / 15 بازدید